|
جولیا رابرتز
Julia Roberts
او که در اواخر دهه 60 متولد شده اصالتی جورجیایی دارد ، اما در یک محیط هنر
شناس رشد کرد. متولد 28 اکتبر 1968 در اسمیرنا که والدینش عاشق بازیگری بودند و
همین باعث شد تا هر دو فرزند خانواده یعنی جولیا و اریک شوق ذوق بازیگری را از
همان کودکی نشان بدهند اریک زودتر از او وارد صنعت سینما سازی شد سال 1978 یعنی
یک سال بعد از آنکه پدرشان از یک بیماری طولانی سرطان در سن 47 سالگی در گذشت ،
اریک در درام روانشناختی سلطان کولی ها به کارگردانی فرانک پیرسون ایفای نقش
کرد و این باعث شد تا جولیا راحت تر بتواند به جرگه هالیوودیها بپوندد تا جایی
که چند سال بعد برادرش را پشت سر گذاشت ، و اعتباری به مراتب چند برابر در میان
سینماروها برخوردار شد . جولیا رابرتز اولین فیلم خود را را با عنوان قرمز
خونی(1986) بازی کرد که به دلایلی تا 1989 اکران نشد سپس در چند کار تلویزیونی
اواخر دهه 80 حضورپیدا کرد تا آنکه اولین نقش اساسی خود را در سال 1998 با فیلم
رضایت بازی کند . این نقش باعث می شود تا رلی بهتر به عنوان یک پیشخدمت پیتزا
فروشی در فیلم پیتزای مرموز سال 89 به دست آورد که در آن با آنابت گیش و لیو
تایلور همبازی بود البته مت دمون نیز که آن زمان نوزده سال بیشتر نداشت در فیلم
بازی می کرد . فیلم یک اثر قابل توجه در روند حرفه ای جولیا نبود اما کمک
شایانی به او کرد تا در نقش شلبی یک مادر نگون بخت را در ماگنولیاهای فولادی
به دست بیاورد و نامزدی اسکار که به دست می آورد او را در کنار نام هایی چون
شرلی مک لین و سالی فیلد قرار می دهد . پس از این کار موفق در
flat liners
مرگ جویان (90) به همراه کیفر ساترلند بازی می کند که یک کار زیبا بود درباره
چند دانشجو که قصد دارند با علم پزشکی مرگ را به مدت کوتاهی تجربه کنند . گری
مارشال با کمدی رومانتیک زن زیبا سراغ او می آید هر چند نقش دشواری بود اما
ریچارد گر به عنوان یک همبازی کمک می کند تا راحت تر از عهده آن بر بیایید .
نقش یک زن روسبی که در دام عشق یک میلیونر می افتد و او را به عنوان چهره ای
مستعد می شناساند. سال 91 انفاق جالبی برای او می افتد او درست سه روز پیش از
مراسم عقد نامزدی اش را با کیفر ساتر لند به هم می زند و با کمال ناباوری اعلام
می کند که می خواهد با خواننده سبک کانتری لیل لوت ازدواج کند . فیلم های او در
این سالها به نوعی جنجال برانگیز بودند ، اما هیچکدام آثارپر فروش و یا قابل
اعتنا نبودند تا اینکه همراه با دنزل
|